داستان میراث درخشان دولت مهر و بهار، و معمای سیاهبینی سران اصلاحات و راست مدرن
بسم الله العالم الغیب و الشهاده
نمونهی این اظهارات را در سالهای گذشته از آقای هاشمی رفسنجانی و نزدیکان ایشان زیاد شنیدهایم و ... همچنان میشنویم!

سوالی که ذهن انسان را به خود مشغول میکند این است که واقعا دلایل نگاه سیاه این آقایان به دولت آقای احمدینژاد چیست و چگونه است که امام خامنهای نظری کاملا متضاد با آنها دارند، چرا که حمایتهای بیشائبهی ایشان از دولت مهر و بهار بر کسی پوشیده نیست و بررسی علمی عملکرد دولت نیز علت این حمایت اصولی را به خوبی روشن میکند!
مسئله این است که این آقایان از لحاظ فکری و شناختی واقعا کجا سیر میکنند؟ چرا که همه آمارهای کشور حاکی از بهبود قابل توجهی شاخص های توسعه انسانی، استقلال و پیشرفت در حوزه زیرساخت و اقتصاد در دوره آقای احمدی نژاد می باشد؛ برای نمونه نگاه کنید به گزارش دستاوردهای اقتصادی و زیرساختی و بهبود چشمگیر و بیسابقهی ضریب جینی (فاصلهی طبقاتی) در دولت مهر و بهار که مطمئنا متأثر از سیاستهای این دولت در راستای بهبود عدالت اجتماعی بوده است از جمله توزیع سهام عدالت، طرح مسکن مهر، تمرکز زدایی از بودجه و کارهای زیرساختی در شهرهای کوچک و روستاها، و توزیع عادلانهی یارانهها.
با این حال میدانیم که مهمترین و واقعیترین مسئلهای که دولت به خاطر آن مورد هجمه جدی قرار گرفت مسئله بحرانی ارزی دو سال آخر بود که با افزایش قابل توجه قیمت کالاهای وارداتی شرایط معیشتی را برای مردم دشوار کرد. اما به نظر میرسد انداختن بار تقصیر به طور انحصاری بر دوش دولت منصفانه نباشد. چرا که علل این بحران را باید به طور عمده در توسعهی بیحساب و کتاب نقدینگی توسط نظام بانکی ربوی خارج از کنترل ما و نتیجتا پدیده مخرب پولهای سرگردان دید که با ورود به بازار دلالی مسکن و هجمه به بازار ارز متأثر از شرایط روانی تهدید و تحریم باعث سقوط ارزش پول ملی شد! در این زمینه نگاه کنید به این گزارش در مورد عملکرد مخرب نظام بانکی در هفت سال منتهی به سال 92 و همچنین این گزارشِ حاکی از اهتمام و فراست پیشینی آقای احمدینژاد برای اصلاح و کنترل این امپراتوری از هفت دولت آزاد (به عنوان بخشی از طرح تحول اقتصادی ایشان) که البته در اثر مقاومت نظام بانکی و بعضی از نخبگان با شکست رو به رو شد!
و نهایتا میماند مسئله تحریم های شدید چند سال اخیر که عامل اصلی رشد منفی اقتصادی در سال 91 و 92 بود و علت این پدیده نیز چیزی نیست جز وابستگی بدخیم صنایع کشور به مواد اولیه و ماشین آلات وارداتی و همچنین اعتیاد بودجه کشور به درآمدهای نفتی! و البته دستاوردهای دولت آقای احمدینژاد در زمینهی بهبود این اشکالات ساختاری نیز قابل توجه است. (به عنوان مثال دستیابی به خودکفایی در تولید برق، سیمان، بنزین -- که در گزارش دستاوردهای اقتصادی دولت به آنها اشاره شده -- و همچنین روند مناسب کاهش وابستگی بودجه به درآمدهای نفتی در دولت قبل)
لذا ریشهی اصلی شرایط رکود تورمی در کشور را باید به طور عمده در عملکرد نظام بانکی سو و از سوی دیگر وابستگی ساختاری اقتصاد کشور به نظام سلطه که اصالتا ناشی از سیاستهای توسعهی وابسته در دولت سازندگی و اصلاحات -- واقعیتی که به طور کنایهآمیز انگشت اتهام را به سمت خود آقای هاشمی و جریان نزدیک به ایشان بر میگرداند -- یافت.
اما چرایی این تحریمها را نیز تبعا باید در رذالت ذاتی نظام سلطه جست و جو کرد که به دنبال ایجاد اختلال جدی در روند پیشرفت فناورانه و زیرساختی چشمگیر کشور در دوره آقای احمدی نژاد از طریق تحریم اقتصادی و تنبیه مردم ایران به خاطر رأی دادن به یک رئیس جمهور میهن دوست و استکبارستیز بود که باعث افزایش چشمگیر اقتدار سیاسی و فرهنگی جمهوری اسلامی در برابر نظام سلطه شده بود!
همچنین باتوجه به استمرار و افزایش خصومتهای غرب علیه ایران در دولت فعلی نیز باید بطلان این ادعا که: این «تندرویهای دولت قبل» در عرصه سیاست خارجی بوده که خصومت غربیها را بر انگیخته است، نیز بیش از پیش اثبات شده باشد! البته این سوال نیز بی پاسخ میماند که اساسا چگونه میتوان ابراز و تأکید بر مواضع حقطلبانه و عدالتخواهانهی جمهوری اسلامی که برخاسته از اندیشه امام راحل (ره)، رهنمودهای مقام معظم رهبری و آموزههای انقلابی و دینی ما است را به اسم «تندروی» کوبید؟!
ظاهرا معمای بغرنجی است. شاید در آینده در مورد ریشههای فکری و سیاسی خاصتر مواضع سران «اصلاحات» و راست مدرن بنویسم؛ همچنین در مورد میزان صحت ادعای «دنیاشناسی» و «سیاستشناسی» و «حقوقشناسی» آقای روحانی با توجه به عملکرد دولت ایشان در مذاکرات هستهای و همچنین عملکرد دستگاه سیاست خارجی ایشان در قبال تحولات مهم منطقهای و جهانی در یک سال اخیر که نقش آفرینی فعال جمهوری اسلامی را میطلبد!
و أخر دعوانا و الحمد لله رب العالمین